غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

195

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

الواثق باللّه هارون پسر المعتصم باللّه در همان روزى كه پدرش مرد با او بيعت شد . در اين سال تئوفيلوس پادشاه روم بمرد . مدت پادشاهى او دوازده سال بود . پس از او زنش تئودور « 504 » و پسرش ميخائيل پسر تئوفيلوس كه كودكى نارسيده بود زمام امور را به دست گرفتند . در سال 220 مسلمانان از راه دريا به جزيرهء سيسل ( صقليه ) لشكر بردند و شهر مسينى را فتح كردند . در سال 231 اسيران مسلمانى كه در دست روميان بودند با دادن فديه آزاد شدند . اين كار را خاقان خادم هارون الرشيد انجام داد . همهء مسلمانان اسير را بر ساحل رود لامس « 505 » ، در فاصله يك روزه راه از طرسوس ، گرد آوردند . واثق ، خاقان خادم رشيد را گفت : آنان را امتحان كن براى هر كس كه مىگويد قرآن مخلوق است و خدا در آخرت ديده نمىشود فديه ده و آزادش كن و دينارى نيز به دو ده و هر كه به اين اقرار نكرد در چنگ روميان رهايش كن . در روز عاشورا روميان اسيران را بياوردند و قرار بر آن بود كه روميان اسيرى مسلمان آزاد مىكردند و مسلمانان نيز اسيرى رومى آزاد مىكردند . اينان در وسط پل به يك ديگر مىرسيدند . چون اسير مسلمان به ميان مسلمانان مىرسيد همه « الله اكبر » مىگفتند و چون اسير رومى به ميان روميان مىرسيد بانگ بر مىآوردند : « كرياليسون » ، تا مبادلهء اسيران به پايان آمد . اسيران مسلمان چهار هزار و چهار صد و شصت نفر بود . از اين شمار هشتصد تن زن و كودك بودند و صد تن از اهل ذمه . چون كار فديه به پايان آمد مسلمانان در زمستان به جنگ روميان رفتند . در راه دچار برف و باران شدند و دويست تن از آنان از سرما بمردند و قريب به دويست تن به اسارت درآمدند و خلق كثيرى نيز در بدندون غرق شدند . در سال 232 ، در ماه ذو الحجه - شش روز به پايان آن مانده - واثق بمرد . او مبتلا به بيمارى استسقا بود . براى معالجه‌اش گفتند كه در تنورى گرم بنشيند . اندكى بهبود يافت . روز ديگر گفت تا تنور را بيشتر بتابند . و او بيش از روز پيش در آن نشست و تب بر او غالب شد . او را از تنور بيرون آوردند و در تخت روان نشاندند . در آنجا بمرد . كسى از مردن او آگاه نشد مگر آنگاه كه صورتش به تخت خورد . چون بيمارىاش شدت گرفت منجمان را بخواند ، از آن جمله بود حسن بن